بالان سرزمینی کهن

اجتماعی _ محلی

ویژه نامه رحلت مرحوم حاج سید احمد سید محمدی

 

  مطالب ذیل تحت عنوان نشریه مادرجون ، پنجمین نشریه داخلی خاندان سیدمحمدی و مقدم است که به مناسبت رحلت حاج سیداحمد سید محمدی در اسفند ماه ۹۰ تنظیم و انتشار گردیده است. لازم به ذکر است مرحوم سید محمدی واپسین روزهای بهمن ماه ۱۳۹۰ دعوت حق را لبیک گفت .

 

با عرض سلام و آرزوی توفیقات روز افزون 

 لازم به ذکر است ابتدا شکل گیری مرقومه پیش روی حضرتعالی ، که تحت عنوان  ( ماهنامه مادرجون ) می باشد مختصری تبیین و تعریف گردد. در مهرماه ۱۳۹۰ یعنی شش ماه پیش مرحوم مغفور حاج سید احمد سید محمدی که رحمت خدا بر او باد ، جهت ایجاد صله ارحام و ازدیاد روابط فامیلی و عمق بخشیدن به آن که از سنتهای موکد دین اسلام بوده و ثمرات و برکات بسیار گسترده و ظریفی دارد طرحی را پایه گذاری نمود تا هر ماه یک خانواده میزبان مجموع فامیل باشد و با این عمل خداپسندانه موجبات رضایت و خشنودی خدا را فراهم آورده و به این وسیله طلب مغفرتی برای مرحومین خویش نماید . این طرح مبارک در همین مدت کوتاه برکات متعددی داشته که به مهمترین آنها اشاره می شود.

الف . عمل به اصل صله رحم که موکد در قرآن و احادیث می باشد .

ب . شناخت بیشتر فامیل نسبت به هم و مطلع بودن از حال یکدیگر و تعامل مسائل فرهنگی .

ج . برپایی مجلس وعظ و سخنرانی توسط حجه الاسلام و المسلمین حاج سید محسن سید محمدی .

د . اقامه نماز جماعت ظهر و عصر و بعضا" مغرب و عشاء.

و . طلب مغفرت و ذکر یادی از اموات طبقه اول میزبان و نیز اطعام برای ایشان .

یکی دیگر از برکات برپایی این ضیافت فامیلی ، نشر ماهنامه مادرجون می باشد که ایشان (مادرجون)تنها حلقه ارتباطی تمام فامیل بودند .

در آخر متذکر می شوم مرحوم مغفور حاج سید احمد سید محمدی ، توصیه و تاکید اکید در تداوم این مهمانی داشته و وصیت شان این بود که : « من باشم یا نباشم ، این مهمانی را حفظ کنید » باشد که به وصیت او عمل کنیم انشاء الله .

حاج سیداحمد سیدمحمدی

مرحوم حاج سیداحمدسیدمحمدی

رحلت مرحوم حاج سید احمد سید محمدی که مصیبتی سنگین برای بازماندگان و از دست دادن پشتوانه  بسیار محکم برای فرزندان ایشان تلقی گردید، بهانه ای شد تا این شماره از ماهنامه را به بررسی شخصیت او بپردازیم . چرا که غم و اندوه در مصیبت از دست دادن آن فقید سعید ،آن قدر ناگوار است که  تسکین بخش بازماندگان ایشان نیست . ولی آنچه نافع برای آن مرحوم است ، الگو برداری از خصوصیات اخلاقی و منطق و مرام ایشان می باشد که باعث تقرب به خدا و نثار ثواب به روح بلند او می گردد . لذا در این مختصر به ذکر چند نمونه از خصوصیات اخلاقی و رفتاری ایشان می پردازیم :

خصوصیات فردی و ظاهری : از امتیازات او که در اولین نگاه ، توجه را به خود جلب می نمود ، آراستگی ظاهر ایشان بود . در انتخاب لباس و آراستگی ظاهر ، اصولی را رعایت می کرد که مورد پسند همه قرار می گرفت و از افراط و تفریط پرهیز می نمود . ایشان به بهداشت لباس و بدن نیز اهتمام داشت . هیچ جمعه ای استحمام و غسل جمعه ، اصلاح مو و کوتاه نمودن ناخن ها و نیز سایر امور بهداشتی را ترک نمی کرد و در این راه از فرامین رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله الگو گرفته بود .

 چرا که در روایت است که مدتی وحی قطع شد ، اصحاب پیامبر علت را جویا شدند . رسول خدا فرمودند که چگونه وحی نازل شود ، حال آنکه شما ناخن هایتان را نمی گیرید و بین انگشتان را نمی شویید . و آنچه به بهداشت و آراستگی ظاهر او کمال و جمال می بخشید ، استعمال همیشگی عطر بود . او هم معطر بود و هم معطر می نمود .

 خصوصیات عبادی : برای هر کسی که با ایشان هر چند کوتاه ارتباط داشت ، مکشوف بود که او نسبت به نماز اول وقت بسیار اهتمام دارد.همه جا در سفر و حضر به اولین مسجد که می رسید توقف کرده و نماز را در مسجد و اول وقت می خواند و با نماز که عمود دین است ، ستون محکمی برای خیمه دین خود مهیا نموده بود . توجه او به مسجد به گونه ای بود که نماز را در سه وقت و طی سالیان متمادی در خانه خدا اقامه می نمود .

خداوند متعال در قرآن شرط ایمان را آباد نمودن مسجد بیان می کند و ایشان این شرط را به نحو کامل دارا بود . پرداخت وجوهات شرعیه ، انفاق مال ، تهجد و گریه های مکرر در نماز شب ایشان ، خود داستانی پیچیده و عجیب بود و به حق ایشان طبق بیان پیامبر اکرم که فرمودند برای سفر آخرت ، هدیه قبر را که نماز شب و قرائت قرآن است را آماده کرده بود .

خصوصیات سیاسی : اهتمام ایشان به شرکت در نماز جمعه و در صورت عدم توفیق به شرکت ، حتما" خطبه ها را ولو از طریق رادیو در هر مکانی حتی مغازه و کوچه و بازار ، بدون وقفه و پیوسته پیگیری می نمود.

 خصوصیات اجتماعی : تواضع ایشان ، ساده زیستی ، توجه به ارحام ، گره گشایی و حل اختلاف دوستان و آشنایان که همیشه پیش قدم بودند و ....

خلاصه همه این ها از او تندیس یک مرد با ایمان درست کرده بود که ما نیز از خداوند منان مدد طلبیده و توفیق عمل به آنها را برای خود خواستاریم .

روحش شاد و روانش در بهشت برین ، قرین اولیاء و صالحان باد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 11:14  توسط محمد عباس هادی  | 

تاریخچه ای از کن

کن‌ یادگار اعصار

 

تهران‌ بزرگ‌،مترو ٬پل‌، ابرشهر، شهر پر از دود، ترافیک‌، سروصدا، ماشین‌ و... به‌ جرات‌ می‌توان‌ گفت‌ هیچ‌ تهرانی‌ با این‌ واژه‌ها ناآشنا نیست‌. چه‌ آنهایی‌ که‌ در وسط‌ شهر زندگی‌ می‌کنند و چه‌ آنها که‌ حاشیه‌ شهر را برای‌ زندگی‌ برگزیده‌اند. اما باور کنید که‌ در این‌ شهر غول‌پیکر و شلوغ‌،روستا هم‌ پیدا می‌شود. بله‌! روستا؛جاهایی‌ که‌ در گذر زمان‌،همچنان‌ شکل‌ و شمایل‌ سنتی‌ و کوچه‌ باغی‌ خود را حفظ‌ کرده‌ است‌. در این‌ مجال‌ می‌خواهیم‌ با یکی‌ از این‌ روستاها آشنا شویم‌. «کن‌» در غرب‌ تهران‌.
امپراتوری‌ بر باد رفته‌!
می‌گویند اهمیت‌ کن‌ بسیار پررنگ‌تر از آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ امروزه‌ می‌بینیم‌ و آنچه‌ را که‌ ما امروز به‌ نام‌ کن‌ می‌شناسیم‌، خلاصه‌ شده‌ شکوهی‌ است‌ که‌ روزی‌ روزگاری‌ وجود خارجی‌ داشته‌ است‌. می‌گویند کن‌ بخشی‌ بوده‌ حتی‌ قدیمی‌تر از تهران‌ و...  

تصویر هوایی از کن

می‌گویند کن‌... بگذارید از زبان‌ تاریخ‌، احوالات‌ کن‌ را با هم‌ مرور کنیم‌.
در لغتنامه‌ دهخدا...
مرحوم‌ علی‌اکبر دهخدا در لغتنامه‌اش‌ ذیل‌ واژه‌ کن‌ می‌آورد:
«مرکز بخشی‌ است‌ در شمال‌ باختری‌ تهران‌ که‌ در ابتدای‌ دره‌ سولقان‌ واقع‌ است‌ و در حدود ۵۲۰۰ تن‌ سکنه‌ دارد، بخش‌ کن‌ از پنج‌ محله‌ به‌ نام‌های‌ سرآسیاب‌، اسماعیلیان‌، درقاضی‌، میان‌ده‌ و بالون‌ تشکیل‌ می‌شود. این‌ محله‌ها و باغ‌های‌ کن‌ در قسمت‌ خاور رودخانه‌ کن‌ که‌ از ارتفاعات‌ شمالی‌ سولقان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد واقع‌ است‌ و آب‌ مزروعی‌ این‌ قصبه‌ از زهاب‌ همین‌ رودخانه‌ تامین‌ می‌شود. کن دارای‌ بخشداری‌، ژاندارمری‌، بهداری‌، آمار، پست‌، محضر رسمی‌ و دبستان‌ و چندین‌ مغازه‌ و دکان‌ است‌. بخش‌ کن‌ در سابق‌ مهم‌ بوده‌ و از چهار دهستان‌ کن‌، شمیران‌، ارنگه‌ و لورا و شهرستانک‌ تشکیل‌ می‌شود که‌ در اواخر سال‌ ۱۳۲۶ ه‌.ش‌ دهستان‌ شمیران‌ تبدیل‌ به‌ بخش‌ و دهستان‌های‌ ارنگه‌ و لورا و شهرستانک‌ ضمیمه‌ بخش‌ کرج‌ شده‌ است‌.»                

 باغات و دره کن در ابتدای دره سولقان

از مختصر سرگذشت‌ نامه‌یی‌ که‌ در دهخدا آمده‌، می‌توان‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ برد که‌ قدمت‌ کن‌ و اهمیتش‌ بسیار بیشتر ازآن‌ چیزی‌ است‌ که‌ تا به‌ حال‌ می‌پنداشتیم‌. پیشتر از این‌ از زبان‌ اهالی‌ شنیده‌ بودم‌ که‌ در گذشته‌ نه‌ چندان‌ دور از میانه‌ جاده‌ چالوس‌ تا جنوب‌ تهران‌ امروزی‌، جزو بخش‌ کن‌ می‌شده‌ است‌. بنده‌ به‌ چشم‌ شناسنامه‌هایی‌ از جاده‌ چالوس‌ دیده‌ام‌ که‌ مهر بخشداری‌ کن‌ روی‌ پیشانی‌شان‌ خورده‌ است‌. این‌ مدعا را می‌توان‌ شاهدی‌ آورد از دهخدا که‌ می‌گوید ارنگه‌ نیز جزو بخشداری‌ کن‌ بوده‌ است‌. برای‌ اطلاع‌ باید عرض‌ شود که‌ ارنگه‌ رشته‌ روستایی‌ است‌ درمیانه‌ جاده‌ چالوس‌ و نرسیده‌ به‌ سد کرج‌ که‌ در دره‌ کوه‌های‌ اطراف‌ کرج‌ واقع‌ شده‌اند.
روستاهایی‌ چون‌ «ارنگه‌بزرگ‌»، «ابهرک‌»، «گورو»، «سرزیارت‌»، «چاران‌»، «گر»، «سیجان‌» و «خور!»
کوهستانی‌ در حاشیه‌ تهران‌...

 
بخش کن یکی از بخش های اصلی شهر تهران بوده و در گذشته منطقه یا بخش کن از شرق به میدان توحید، ستارخان و آریاشهر یا صادقیه(حسن آباد)، از غرب تا گرم دره، وردآورد و قلعه حسن خان(شهرقدس) و اسماعیل آباد، از شمال تا شمیرانات، فرحزاد،امامزاده داود و از جنوب تا نهر فیروز بهرام ٬مهرآباد، تهرانسر و بزرگراه آزادگان امروزی ادامه داشته . هنوز بخشی به نام کن وجود دارد و بخشداری کن موجود است اما این بخش بسیار کوچک شده است. روستاهای سولقون، سنگون، کشار، کیگا، وردیج، واریش و امامزاده داوود در این بخش هستند. مناطق ۵ ، ۲ ، ۱ ، ۲۲ و ۲۱ قبلاً قسمتی از اراضی کن بوده اند که در اسناد رسمی، قولنامه ها و سه جلدی (شناسنامه) مردم این مناطق نام کن به عنوان بخش برده شده است.

کن در منطقه ای کوهپایه ای البرز واقع شده و کوه های بسیاری آن را احاطه کرده اند. کوههای اطراف کن بسیارند. ۱- کوه باغ میر. ۲- کوه آسیابک یا آسیاب باد. ۳- کوه دره مالا. ۴- تپه کوهک. ۵- کوه کبوتک. ۶- کوه گرم دره. ۷- کوه پیر داوود. ۸- کوه هزار دره. ۹- کوه دره شور. ۱۰- کوه بازارک. ۱۱- کوه شاهنشین. ۱۲- کوه لوارک. ۱۳- پهنه‌حصار (رشته کوه). ۱۴- کوه لیچه. ۱۵- کوه مزرا.         

کوه های شمالی منطقه کن

در پایه همه ی این کوه ها، نهر و چشمه هایی است که آب آن به رودخانه کن می ریزد. هر کوه دره هایی دارد که طبیعتی زیبا دارند. رود، آبشار، توتستان، درختان گردو و شاه توت و طبیعت بکر از خصیصه این منطقه است. دره های اطراف کن نیز بسیارند. دره حصارک، تنگه باغ میر، دره مالا، دره زرنو کوچک، دره زرنو بزرگ، دره پل حاجی محمد علی، دره لوسک، تنگه، دره ولوزونه، دره باغ درغمش، خرگوش دره، دره رودخانه، دره لوره کون، دره وسک، دره لدمارد موسوم به دره آسیاب باد، گرم دره در انتهای کوه آسیاب باد، دره دروازه کوهک، دره پستونک، دره خواجه، دره قلاچ، هزار دره و ده ها دره دیگر.

ساکنان قدیمی کن گویشی کوهستانی دارند که به آوای  تاتی بسیار نزدیک است و به لهجه کنی معروف است. و تمامی کسانی که در چند دویست سال گذشته از کاشان، قزوین، اراک، مازندران و آذربایجان به آن محل پا گذاشته اند، لهجه این مردم کوهستانی را گرفته اند. در زبان محلی به کن کند هم گفته می شود.. هنوز می توان در کنار جرثقیل های بلند که به بلندمرتبه سازی می پردازند، کشاورزی را دیده که با داس به شیوه سنتی در حال کشاورزی است. درصد عمده زمینهای کن را توتستان تشکیل میدهد و درختان توت، گردو و خرمالو در همه جای آن پیداست. غیر آن درختان تنومند چند صد ساله چنار هم چهره ای خاص به این دهکده در حال تغییر داده اند. رسوم عزاداری مردم کن در مساجدی که تشکیل شده از ایوان و صحن و تکیه اجرا می شود. نزری و دادن فسنجان در هر ده روز ماه محرم و اجرای مراسم تعزیه و سنگ زنون از دیگر مراسم های مردم کن می باشد. امامزادگان کن دیگر اماکنی است که مردم را در هر هفت روز هفته می توان در آنجا دید. مردم کن اموات خود را در کنار این امامزادگان به خاک سپرده اند. اکثریت قریب به اتفاق بالغ بر ۹۷ یا ۹۸ درصد مسلمان شیعه هستند

کن امروزه تبدیل به یکی از محلات تقریباً دست نخورده تهران بزرگ شده و با اتوبانها محاصره شده است. ساخت ساز بلند مرتبه سازی با کوچه های باریک کن تناسبی ندارد. اتوبان همت بین مردم و توتستان ها فاصله انداخته است. آب رودخانه سد شده و کمتر در آن رود پرخروش سابق آب دیده می شود. باغات زیادی خشک شده اند و آپارتمان ها جای آن را گرفته اند. شهرداری با از بین بردن باغات در حال ساخت پارک ساحلی تفریحی است. خیلی از مردم قدیمی کن به داخل تهران کوچ کرده اند. دره های کن شده است پاتوق مردمی که به دنبال کباب و قلیان کشیدن هستند. امامزاده ها، باغات و کوچه های دست نخورده کن امروزه شاهد گروه های فیلمبرداری بسیاری است که آنجا را به عنوان لوکیشن فیلمبرداری انتخاب کرده اند و تقریبا روزی نیست که در آن شاهد فیلمبرداری گروهی نباشید. از فیلمهای سینمایی معروف که در کن فلیمبرداری شده می توان به باران ساخته مجید مجیدی نام برد. تقسیمات شهری جدید باعث شده مردم توابع کن دیگر با کن مانند گذشته ارتباط نداشته و فرهنگ باستانی مردم در حال فراموشی باشد.         

مناطق شمالی کن - وسک ، لورکان ، کوهسار

کن دارای ۵ محله‌ قدیمی است که در زبان محلی بالون - اسمالون - میونده - درقاضی - سرآسیاب به آنها گفته می‌شود. محلات جدید تر هم قبلاً جزو حومه و حاشیه دهکده بوده اند. مانند: کوهسار، شهران ٬ شهرزیبا ٬ آریاشهر(روستای حسن آباد) و دهکده المپیک.

پنج محله قدیمی کن:

۱-بالان یا بالون           ۲- میان ده یا میونده            ۳-اسماعیلیون یا اسمالون

۴-دارقاضی یا درقاضی          ۵-سرآسیاب

بافت فرهنگی اسلامی کن باعث شده تا مردمان بزرگی از این دهکده ظهور پیدا کنند که به تقوا، علم و فرهنگ معروف بوده و هستند. چند نمونه از آنها مانند:

۱- آیت اله ملا علی کنی (نویسنده، فقیه و عالم علوم اسلامی در عهد قاجار که با اعتراض امتیاز رویتر را باطل کرد).

۲- آیت اله محمدرضا مهدوی کنی (موسس و رئیس دانشگاه امام صادق، رئیس مجلس خبرگان، وزیر کشور و نخست وزیر سابق و از مبارزین دوران ستمشاهی ).

۳- دکتر شهید مسعود علی محمدی (برجسته ترین دانشمند فیزیک هسته ای).

مرحوم حاج ملاعلی کنی.محمدرضامهدوی کنی .شهید علیمحمدی

بد نیست‌، کن‌ را در آینه‌ دیگر منابع‌ نیز به‌ تماشا بنشینیم‌. درکتاب‌ هفت‌ اقلیم‌ نوشته‌ امین‌ احمد رازی‌ آمده‌ است‌: «کوهستان‌ دیگری‌ تقریبا در دو فرسنگی‌ تهران‌ است‌ به‌ نام‌ کن‌ و سولقان‌ که‌ آنجا نیز از بسیاری‌ آب‌ روان‌ و کثرت‌ درختان‌ و میوه‌های‌ الوان‌ مانند بستان‌ جنان‌ تواند بود!»
امروز نیز با تمام‌ تغییرات‌ و گذشت‌ روز و روزگار باغ‌های‌ کن‌ در کار تولید میوه‌های‌ شادابند. از میوه‌های‌ امروز کن‌ می‌توان‌ به‌ آلبالو، گیلاس‌، توت‌، سیب‌، گردو، خرمالو، انگور، انار، شاتوت‌، انجیر و... اشاره‌ کرد!
● کن‌ روی‌ نقشه‌...
امروز کن‌ محله‌یی‌ است‌ در ضلع‌ غربی‌ منطقه‌ ۵ تهران‌ و هم‌ مرز با منطقه‌ ۲۲! مکانی‌ با بافت‌ مخصوص‌ معماری‌ که‌ نشانه‌هایی‌ دارد از زندگی‌ روستایی‌ ماقبل‌ شهری‌، در تهران‌ و اطراف‌ و اکناف‌. اما در کتب‌ تاریخی‌ چیزی‌ فراتر از این‌ را می‌توان‌ سراغ‌ گرفت‌. درکتاب‌ قصران‌ «نام‌ قدیم‌ تهران‌» تالیف‌ دکترحسین‌ کریمان‌ آمده‌ است‌: «وضعیت‌ جغرافیایی‌ و اقلیمی‌ کن‌ باستان‌ آنچه‌ در قصران‌ خارج‌ واقع‌ است‌، عبارتند از: دهستان‌ سولقان‌ با شانزده‌ آبادی‌ یعنی‌: امامزاده‌ داود، امامزاده‌ عقیل‌، باغ‌ دره‌، باغ‌ میر، جنگلک‌، رندان‌، سنگان‌، سولقان‌، طالون‌، قلعه‌ ارمنه‌، قلهک‌ دره‌، کشار سفلی‌، کشار علیا، کن‌، کیگاه‌ و هریاس‌!
و همچنین‌ دهستان‌ طرشت درشت با شش‌ آبادی‌: باغ‌ ونک‌، پونک‌، حصارک‌ کن‌، خاک‌ احمدی‌، خوروین‌ و مرادآباد!
کن‌ در آن‌ زمان‌ جزو دهستان‌ سولقان‌ و مرکز بخش‌ کن‌ شهرستانک‌ طهران‌ بوده‌ و درشمال‌ غربی‌ تهران‌ و در ابتدای‌ دره‌ سولقان‌ واقع‌ است‌. همچنین‌ در ۵۲۰۶ درجه‌ طول‌ و ۴۲۰۶ درجه‌ عرض‌ جغرافیایی‌ برطبق‌ فرهنگ‌ جغرافیا و فرهنگ‌ آبادی‌های‌ کشور است‌. دو دبستان‌ و درمانگاه‌ و شرکت‌ تعاونی‌ دارد. از رودخانه‌ کن‌ هفت‌ قنات‌ مشروب‌ می‌شود و ۱۰۰۰۰ راس‌ گوسفند نگهداری‌ می‌شود و ۱۵۰۰ هکتار گندمکاری‌ آبی‌ داشته‌ و ۱۲۵۰ هکتار باغ‌ و قلمستان‌ دارد. باغ‌های‌ کن‌ در قسمت‌ خاور رودخانه‌ کن‌ که‌ از مرتفعات‌ شمالی‌ سولقان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد واقع‌ است‌. از آنجا گندم‌، جو، نخود، انجیر، انار، خرمالو، زردآلو و گیلاس‌ به‌ دست‌ می‌آید.» در قسمتی‌ دیگر از این‌ کتاب‌ آمده‌ است‌: «تاریخ‌ کن‌ نیز با قدمت‌ بیش‌ از یک‌ هزار سال‌ نشانگر تمدنی‌ کهن‌ است‌. البته‌ لازم‌ به‌ ذکر است‌ مناطق‌ کن‌ و ری‌ از تهران‌ قدیمی‌تر هستند و نقل‌ است‌ در کتاب‌های‌ تاریخی‌ که‌: در زمان‌ تیمور حاکم‌ شهرری‌ افرادی‌ را برای‌ تهیه‌ میوه‌ از باغات‌ کن‌ به‌ سوی‌ این‌ محل‌ گسیل‌ می‌دارد. ولی‌ آنها جز ویرانی‌ مخروبه‌ چیزی‌ نمی‌یابند. هنگامی‌ که‌ از چوپان‌های‌ گله‌ که‌ در اطراف‌ آن‌ محل‌ با احشامشان‌ بودند از کن‌ سراغ‌ می‌گیرند آنها در جواب‌ به‌ زلزله‌یی‌ که‌ بتازگی‌ اتفاق‌ افتاده‌ اشاره‌ می‌کنند که‌ در آن‌ زلزله‌، کن‌ به‌ کلی‌ ویران‌ شده‌ و آنهایی‌ که‌ با توجه‌ به‌ کارشان‌ در دشت‌ و بیابان‌ بودند از زلزله‌ درامان‌ می‌مانند و تعداد خیلی‌ کمی‌ زنده‌ می‌مانند.»
از این‌ دست‌ مدارک‌ تاریخی‌ فراوان‌ است‌. حتی‌ از نظر سیاسی‌ و حکومتی؛که‌ می‌توان‌ کن‌ را صاحب‌ اعتبار دانست‌. مثلا در کتاب‌ رجال‌ ایران‌ صفحه‌ ۴۰ آمده‌ است‌: «پس‌ از فوت‌ محمدشاه‌۱۲۶۴ ه‌.ق هنگامی‌ که‌ ناصرالدین‌ شاه‌ از تبریز به‌ سوی‌ تهران‌ حرکت‌ کرد و به‌ نزدیک‌ پایتخت‌ رسید، لله‌باشی‌ عباس‌ میرزا را تا یک‌ منزلی‌ «قریه‌ کن‌» به‌ پیشواز شاه‌ تازه‌ می‌برد و چون‌ شاهزاده‌ زیاد مورد توجه‌ شاه‌ واقع‌ نمی‌شود از این‌ جهت‌ لله‌باشی‌ به‌ شهر بازگشته‌ از کار خود به‌ کلی‌ کناره‌گیری‌ می‌کند و...»● در افواه‌...
مدارک‌ تاریخی‌ زیاد است‌ اما تاریخ‌ زنده‌ را می‌توان‌ در سینه‌ اهالی‌ و قدیمی‌های‌ کن‌ یافت‌. افسانه‌هایی‌ در افواه‌ جریان‌ دارد که‌ در مشاهده‌ دقیق‌ چندان‌ هم‌ افسانه‌ به‌ نظرمی‌رسد. مثلا جمعی‌ از مردم‌ کن‌ می‌گویند چند سال‌ پیش‌، هنگام‌ ساخت‌ و ساز ساختمانی‌ در کنار مدرسه‌ دخترانه‌ مهدیه‌ فعلی‌، استخوان‌هایی‌ پیدا شده‌ که‌ معلوم‌ بود دفنشان‌ روبه‌ قبله‌ نبوده‌ است‌. این‌ یعنی‌ نشانه‌یی‌ بر این‌ مدعا که‌ تاریخ‌ کن‌ حتی‌ به‌ پیش‌ از اسلام‌ برمی‌گردد. یا برخی‌ می‌گویند اخیرا سکه‌هایی‌ یافت‌ شده‌ که‌ قدمت‌ تاریخی‌ آن‌ به‌ صدراسلام‌ باز می‌گردد. تمام‌ این‌ اعتقادات‌ نشان‌ از این‌ دارد که‌ اهالی‌ کن‌ اگرچه‌ نه‌ خیلی‌ دقیق‌ ولی‌ تاریخ‌ روستای‌ خود را بسیار کهن‌ می‌دانند.
● سایه‌یی‌ از یک‌ امپراتوری‌
همراه‌ با مبالغ‌ هنگفتی‌ اغراق‌ شاعرانه‌ می‌توان‌ گفت‌ کن‌ فعلی‌ سایه‌یی‌ است‌ فروپاشیده‌ از یک‌ امپراتوری‌ کهن‌ که‌ جز خاکستری‌ سرد چیزی‌ ازش‌ باقی‌ نمانده‌ است‌.
● اینجا کن‌ است‌، شهری‌ گمشده‌ در تاریخ‌
هنوز آفتاب‌ به‌ میانه‌ آسمان‌ نرسیده‌ که‌ سعی‌ می‌کنم‌ از میان‌ کوچه‌های‌ تو درتوی‌ بالون‌ یکی‌ از محله‌های‌ کن راهی‌ پیدا کنم‌ و به‌ محلی‌ آشنا برسم‌. دوشنبه‌ است‌ و سکوت‌ زنگ‌دار کوچه‌ که‌ گهگاه‌ با صدای‌ کلاغی‌ همراه‌ می‌شد و همی‌ ناآشنا را به‌ من‌ می‌قبولاند. از زمانی‌ که‌ تصمیم‌ گرفتم‌ تا در کوچه‌ باغ‌های‌ کن‌ قدم‌ بزنم‌ چند ساعتی‌ می‌گذرد و هنوز نتوانسته‌ام‌ راهی‌ پیدا کنم‌ تا به‌ محلی‌ آشنا برسد. برگ‌های‌ پاییزی‌ که‌ زردی‌شان‌ نشان‌ از وحشت‌ باغ‌ها دارد سردرگمی‌ام‌ را بیشتر می‌کند. چرخش‌ و چرخش‌ و چرخش‌ در میان‌ کوچه‌های‌ کاهگلی‌ و بی‌برگ‌ و بار کن‌...
نوای‌ اذان‌ که‌ بلند می‌شود کمی‌ دلگرمم‌ می‌کند چرا که‌ صدای‌ نزدیک‌ و گرم‌ موذن‌زاده‌ زیاد دور به‌ نظر نمی‌رسد. آنقدر که‌ تمام‌ وحشت‌ و اضطرابم‌ در این‌ سکوت‌ ممتد زنگ‌دار فرو می‌ریزد.
به‌ هوای‌ صدا چند کوچه‌ را می‌پیچم‌ از دور می‌بینم‌ که‌ چند زن‌ کنار در خانه‌یی‌ نشسته‌ و سبزی‌ پاک‌ می‌کنند. آن‌ طرف‌تر کسی‌ با شیلنگ‌ کوچه‌های‌ خاکی‌ و کاهگلی‌ را آب‌می‌پاشد. نزدیک‌تر که‌ می‌شوم‌ تکیه‌ بالون‌ جلوه‌ خاصی‌ برایم‌ دارد. گپی‌ با پیرمردهای‌ به‌ تاریخ‌ پیوسته‌ بالون‌ می‌زنم‌ و راه‌ می‌افتم‌. مسجد سرچاه‌ را که‌ رد می‌کنم‌ صدای‌ بوق‌ و تردد ماشین‌ها در اتوبان‌ همت‌ آزارم‌ می‌دهد. روبرویم‌ تمدنی‌ افسارگسیخته‌ بی‌هیچ‌ توجهی‌ تاریخ‌ و ریشه‌ آدم‌ها را هدف‌ گرفته‌ است؛تا جاده‌یی‌ بسازد برای‌ ارتباط‌ و نزدیک‌ شدن‌ به‌ تمدنی‌ دست‌ نیافته‌. پشت‌ سرم‌ بقایایی‌ از تاریخ‌ گمشده‌ ایران‌. تاریخ‌ مردمی‌ دور که‌ قدمتشان‌ سنخیتی‌ با تمدن‌ امروزه‌ ندارد. اینجا کن‌ است‌. شهری‌ گم‌ شده‌ در تاریخ‌.
امامزاده‌ جعفر: جایی‌ برای‌ زیارت‌
قدمتی‌ نزدیک‌ به‌ ۳۰۰ سال‌ دارد. امامزاده‌ جعفر از نوادگان‌ امام‌ موسی‌ کاظم (ع)است‌. نقل‌ می‌کنند او جوانی‌ ۲۸ ۲۷ ساله‌ بوده‌ از ترس‌ ماموران‌ آن‌ زمان‌ به‌ کن‌ می‌آید و چند روزی‌ در کن‌ ساکن‌ می‌شود. یکی‌ از روزها در محل‌ امامزاده‌ کنونی‌ درست‌ در محلی‌ که‌ آهنگری‌ است‌ زیر درختی‌ او را دستگیر کرده‌ و به‌ قتل‌ می‌رسانند؛اهالی‌ آن‌ زمان‌ کن‌ زمین‌ بزرگی‌ را که‌ الان‌ قبرستان‌ و امامزاده‌ در آن‌ واقع‌ شده‌، وقف‌ کرده‌ و مردگان‌ خود را در آن‌ به‌ خاک‌ می‌سپارند. بعدها مردی‌ به‌ نام‌ حاج‌ رمضان‌ کنی‌ قسمتی‌ از املاک‌ خود را به‌ امامزاده‌ جعفر اضافه‌ می‌کند و اهالی‌ برای‌ او مقبره‌یی‌ می‌سازند تا نامش‌ را زنده‌ نگه‌ دارند. از کرامات‌ او پیرمردهای‌ محل‌ نقل‌ می‌کنند: «یکی‌ از خدام‌ قدیمی‌ مردی‌ فقیر که‌ خودش‌ را وقف‌ امامزاده‌ کرده‌ بود و هر روز بعد از تمیز کردن‌ صحن‌ و اماری‌ امامزاده‌ یک‌ سکه‌ روی‌ قبر امامزاده‌ می‌یابد. بعد از مدتی‌ این‌ خادم‌ ماجرا را با مردم‌ کن‌ در میان‌ می‌گذارد که‌ بعد از آن‌ دیگر سکه‌یی‌ روی‌ قبر امامزاده‌ نمی‌یابد.»
به‌ هر حال‌ مردم‌ کن‌ اعتقاد زیادی‌ نسبت‌ به‌ این‌ امامزاده‌ دارند و در میان‌ صحبت‌هایشان‌ می‌توانی‌ شواهدی‌ برکرامت‌ این‌ امامزاده‌ به‌ دست‌ بیاوری‌.
امامزاده‌ شعیب‌ در میان‌ باغ‌ها
مردم‌ کن‌ نسبت‌ به‌ امامزاده‌ شعیب‌ ارادت‌ خاصی‌ دارند و بیشتر نذر و نیازهایشان‌ به‌ درگاه‌ این‌ امامزاده‌ است‌. می‌گویند از نواده‌های‌ امام‌ زین‌العابدین‌(ع) است‌ و او نیز چون‌ امامزاده‌ جعفر(ع) صاحب‌ کرامات‌ زیادی‌ است‌. چند سالی‌ بعد از انقلاب‌ حال‌ و هوای‌ آنجا سامان‌ می‌گیرد و مردم‌ کن‌ باغ‌ بزرگی‌ که‌ در جنب‌ آن‌ است‌ را وقف‌ می‌کنند تا خرج‌ ساماندهی‌ آنجا شود. بتازگی‌ هم‌ پرچم‌ حرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ آذین‌ دهنده‌ بارگاه‌ این‌ امامزاده‌ شده‌ است‌. امامزاده‌ شعیب‌ در پایین‌ دره‌ زرنو واقع‌ شده‌ و باغ‌های‌ اطراف‌ او را در برگرفته‌ است‌.
امامزاده‌ محمد(ع) و امامزاده‌ سید محمدرضا
امامزاده‌ محمد به‌ نقل‌ یکی‌ از اهالی‌ قدمت‌ زیادی‌ دارد اما از سابقه‌ او اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌ در مدت‌ کوتاهی‌ که‌ ما مشغول‌ تحقیق‌ بودیم‌ نیز چیز چندان‌ قابل‌ توجهی‌ از او به‌ دست‌ نیاوردیم‌ مگر اینکه‌ مدتی‌ به‌ دلیل‌ نامعلومی‌ در این‌ امامزاده‌ بسته‌ بوده‌ حتی‌ جست‌وجو در کتاب‌ها و ... نیز برای‌ دریافتن‌ سابقه‌ این‌ امامزاده‌ حاصل‌ چندانی‌ نداشت‌. امامزاده‌ سید محمدرضا در انتهای‌ میانده‌ و ابتدای‌ بالون‌ واقع‌ شده‌ است‌. بسیاری‌ از اهالی‌ او را به‌ نام‌ امامزاده‌ قبول‌ ندارند و می‌گویند که‌ یکی‌ از علمای‌ اسلامی‌ و صاحب‌ کرامت‌ بوده‌ و هیچ‌ شجره‌نامه‌یی‌ که‌ وی‌ را به‌ یکی‌ از امامان‌ منتسب‌ کند پیدا نکردیم‌ با این‌ حال‌ این‌ زیارتگاه‌ پذیرای‌ بسیاری‌ از مردگان‌ محلی‌ است‌ و البته‌ ارادت‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ این‌ زیارتگاه‌ نمی‌توان‌ نادیده‌ گرفت‌.»

امامزاده‌ کابل‌ حسین‌
نقل‌ کرده‌اند وی‌ از فرزندان‌ امام‌ سجاد بوده‌ که‌ سه‌ روز در کن‌ محله‌ گهواره‌ حضور پیدا کرده‌ و در منزل‌ یکی‌ از سکنه‌ به‌ نام‌ «حاج‌ احمد حلوائی‌» ساکن‌ شده‌ که‌ ماموران‌ زمان‌ او را یافته‌ و به‌ قتل‌ می‌رسانند و مردم‌ کن‌ برای‌ او جایی‌ را مشخص کرده و بارگاهی‌ هم‌ برای‌ او درست‌ می‌کنند. در قدیم‌ این‌ محل‌ تنها یک‌ اتاق‌ کوچک‌ بوده‌ با یک‌ اماری‌ که‌ روی‌ قبر امامزاده‌ به‌ چشم‌ می‌خورد اما بعدها به‌ همت‌ اهالی‌ و یکی‌ از علمای‌ کن‌ به‌ نام‌ آیت‌الله‌ تهرانی‌ مسجدی‌ در کنار قبر امامزاده‌ می‌سازند و به‌ نام‌ مسجد جامع‌ کن‌ نامگذاری‌ می‌کنند. اکنون‌ بارگاه‌ امامزاده‌ جایی‌ قدیمی‌ است‌ با سنگ‌ قبری‌ که‌ در کنار او نام‌ چند نفر از سکنه‌ دفن‌ شده‌ را هم‌ می‌توان‌ دید.

 
اسامی‌ باغ‌ها و اماکن


آسیاب‌ شاه‌: در باغ‌های‌ کن‌ محلی‌ است‌ به‌ نام‌ دوازدیمون‌ «دوازده‌ امام‌» که‌ در نزدیکی‌ این‌ محل‌ باغ‌ بزرگی‌ بوده‌ و چون‌ از نظر جریان‌ آب‌، آب‌ زیادی‌ از آنجا عبور می‌کرده‌ آسیابی‌ که‌ در آنجا ساخته‌ شده‌ به‌ آسیاب‌ شاه‌ منصوب‌ شده‌. برخی‌ معتقدند علت‌ این‌ نامگذاری‌ به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ ناصرالدین‌ شاه‌ املاک‌ زیادی‌ در این‌ محدوده‌ داشته‌ است‌.
باغ‌ شاه‌: با توجه‌ به‌ نامگذاری‌ این‌ باغ‌ نظر هرکسی‌ به‌ این‌ سمت‌ می‌رود که‌ این‌ باغ‌ مربوط‌ به‌ یکی‌ از شاهان‌ قاجاری‌ است‌ اما مردم‌ کن‌ معتقدند که‌ این‌ باغ‌ چون‌ از نظر وسعت‌ و تنوع‌ محصولات‌ از همه‌ باغ‌های‌ کن‌ سربوده‌ به‌ نام‌ باغ‌ شاه‌ معروف‌ شده‌ است‌.
باغ‌ حاج‌باشی‌: در زمان‌ ناصرالدین‌ شاه‌ رسم‌ بود که‌ این‌ شاه‌ تن‌پرور هرگاه‌ به‌ جایی‌ یا چیزی‌ برخورد می‌کرد که‌ از آن‌ خوشش‌ می‌آمد و از آن‌ تعریف‌ می‌کرد صاحب‌ ملک‌ یا صاحب‌ جنس‌ باید می‌گفته‌:«پیشکش‌»، نقل‌ است‌ روزی‌ ناصرالدین‌ شاه‌ به‌ محل‌ دوازده‌ امام‌ می‌رود و نزدیکی‌ آن‌ باغی‌ می‌بیند که‌ از آن‌ خوشش‌ می‌آید. صاحب‌ باغ‌ چون‌ اقبال‌ ناصرالدین‌ شاه‌ را می‌بیند از ذکاوت‌ خود استفاده‌ کرده‌ و می‌گوید: «قربان‌ این‌ باغ‌ وقف‌ امام‌حسین‌(ع) است‌» و به‌ این‌ خاطر از دست‌ درازی‌ ناصرالدین‌ شاه‌ آسوده‌ خاطر می‌شود اما می‌گویند بعدها وی‌ این‌ باغ‌ را وقف‌ امام‌حسین‌(ع) کرده‌ است‌.
میان‌ دزدک‌: می‌گویند در قدیم‌ آبادی‌یی‌ آنجا بوده‌. این‌ محل‌ جایی‌ است‌ نرسیده‌ به‌ دوازده‌ امام‌ با فاصله‌یی‌ نزدیک‌ ۸۰۰ متر. در این‌ منطقه‌ آب‌ زیادی‌ جریان‌ داشته‌ و آب‌ انبارهای‌ زیادی‌ هم‌ در آنجا بوده‌ است‌. یکی‌ از مالکان‌ قدیمی‌ و در گذشته‌ این‌ قسمت‌ به‌ نام‌ حاج‌ علی‌اکبر محب‌علی‌ بوده‌ که‌ اکنون‌ نیز بخشی‌ از این‌ باغ‌ها را به‌ فرزندان‌ و نوه‌هایش‌ اختصاص‌ داده‌ است‌.
دره‌ بستانک‌: جایی‌ نزدیک‌ شهرک‌ مخابرات‌ است‌. این‌ محل‌ را قدیمی‌ها به‌ نام‌ «درپستانک‌» می‌شناسند. در زبان‌ و لهجه‌ کنی‌ها «پستانک‌» به‌ درخت‌ «سنجد» گفته‌ می‌شود و «دره‌» در زبان‌ محلی‌ به‌ «در» تغییر شکل‌ داده‌ است‌. بنابراین‌ این‌ محل‌ جایی‌ بزرگ‌ و کوهپایه‌یی‌ و دره‌یی‌ بزرگ‌ بوده‌ که‌ در آن‌ درخت‌های‌ سنجد زیادی‌ پیدا می‌شده‌ بعدها که‌ مردم‌ تصمیم‌ می‌گیرند آن‌ محل‌ را آباد کنند با پرکردن‌ دره‌ آن‌ را تبدیل‌ به‌ یکی‌ از باغ‌های‌ پرمحصول‌ کن‌ می‌کنند. اینجا همانجایی‌ است‌ که‌ تمدن‌ قدیمی‌ کن‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ قبرستان‌ انتخاب‌ کرده‌ و اهالی‌ قدیمی‌ در آنجا قبرهای‌ زیادی‌ پیدا کرده‌اند.
قنات‌ کن‌: قنات‌ اصلی‌ کن‌ را ابوالفضل‌ برقعی‌ نزدیک‌ به‌ ۸۰ ۷۰ سال‌ پیش‌ می‌سازد تا مردم‌ از کم‌ آبی‌های‌ تابستان‌ نجات‌ پیدا کنند. می‌گویند این‌ قنات‌ کل‌ کن‌ را طی‌ می‌کرده‌ تا مردم‌ از آب‌ شرب‌ آن‌ استفاده‌ کنند. بعد از انقلاب‌ و پس‌ از لوله‌کشی‌ خانه‌های‌ مسکونی‌ منبع‌ ذخیره‌ آبی‌ در انتهای‌ خیابان‌ روستایی‌ فعلی‌ می‌سازند تا آب‌ به‌ بخش‌های‌ بالایی‌ کن‌ راحت‌تر برسد.
قنات‌ فرمانفرما: تعجبی‌ ندارد که‌ نام‌ فرمانفرما را هم‌ در کن‌ بشنویم‌. چون‌ جایی‌ در ایران‌ نیست‌ که‌ این‌ شاهزاده‌ نامی‌ از خود به‌ جای‌ نگذاشته‌ باشد. می‌گویند یکی‌ از بهترین‌ آب‌های‌ تهران‌ در این‌ قنات‌ بوده‌ که‌ آب‌ شرب‌ آن‌ از کوه‌های‌ سولقان‌ تامین‌ می‌شده‌ و چاه‌های‌ آن‌ را می‌توان‌ در جای‌ جای‌ کن‌ پیدا کرد که‌ اخیرا در کنده‌ کاری‌های‌ شرکت‌ گاز دو حلقه‌ از چاه‌های‌ این‌ قنات‌ پیدا شده‌. این‌ قنات‌ طول‌ زیادی‌ داشته‌ که‌ انتهای‌ آن‌ به‌ خیابان‌ فلسطین‌ کنونی‌ می‌رسد. این‌ قنات‌ از دره‌ زرنو رد می‌شد و چند بخش‌ از کن‌ را آب‌ می‌رساند.
دورکان‌: بخش‌ عظیم‌ باغ‌های‌ کن‌ در دورکان‌ واقع‌ شده‌ است‌. این‌ باغ‌ها بیشتر در کوهپایه‌ و کوهستان‌ قرار دارد. این‌ منطقه‌ را با انارها و درخت‌های‌ سیبش‌ در قدیم‌ می‌شناختند. به‌ گفته‌ قدیمی‌ها بیشترین‌ محصول‌ کن‌ کشاورزی‌ و گله‌داری‌ بوده‌ است‌ با این‌ حال‌ این‌ معروفیت‌ مانع‌ از شهرت‌ زیاد درخت‌های‌ انار، توت‌، انجیر، گیلاس‌ و ... در کن‌ نشده‌ است‌.
پل‌ حاج‌ محمدعلی‌: این‌ پل‌ در قسمت‌ شرقی‌ ورودی‌ رودخانه‌ کن‌ واقع‌ شده‌ است‌. این‌ پل‌ آجری‌ در آثر تاریخی‌ به‌ نام‌ پل‌قاجاری‌ شناخته‌ شده‌ است‌. «حاج‌ محمدعلی‌» مردی‌ که‌ هم‌ باغدار بوده‌ و هم‌ صاحب‌ املاک‌ زیاد این‌ پل‌ را احداث‌ می‌کند. پل‌ حاج‌ محمدعلی‌ برای‌ ارتباط‌ میان‌ مردم‌ سنگان‌ و سولقان‌ و کن‌ بنا شده‌ است‌. مردم‌ سنگان‌ و سولقان‌ قبل‌ از احداث‌ این‌ پل‌ برای‌ رد شدن‌ از رودخانه‌ و فروش‌ محصولاتشان‌ دچار مشکل‌ بوده‌اند. که‌ حاج‌ محمدعلی‌ بانی‌ این‌ عمل‌ می‌شود و پل‌آجری‌ زیبایی‌ را می‌سازد. این‌ پل‌ هم‌ اکنون‌ بلا استفاده‌ در میان‌ باغ‌های‌ کن‌ مانده‌ است‌. این پل از معروف ترین آثار تاریخی و باستانی کن و تهران می باشد .

 

 

برگرفته از روزنامه اعتماد و سایت ویکی پدیا 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 6:46  توسط محمد عباس هادی  | 

تصویر ماهواره ای از کن

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 22:30  توسط محمد عباس هادی  | 

مطالب قدیمی‌تر